
خنده و گریه
تو دستوشویی نوسته بودن: گر نخواهی که مردم نبینند هنرت را/برخیزو بکش سیفون بالای سرت را . . . . پسر داییم بچه بود اومده بود با خالم بیست سوالی بازی کنه گفته بود:من دارم به چی فک میکنم؟ خالم:اولش چیه؟ پسر داییم:ررررر خالم:اوووووووم نمیدونم چیه؟ پسر داییم:رچال(منظورش همون یخچاله) . . . . رفتم دست شویی مدرسه درو بستم پشت درش نوشته بودن: زور بزن تو میتونی من در جریانم
نظرات شما عزیزان:
4jokes.loxblog.com
Design By : Mihantheme |
